بع نوشته ها

از گوسفند بودن گریختم اما گرگ نیز نخواهم شد

بع نوشته ها

از گوسفند بودن گریختم اما گرگ نیز نخواهم شد

جامه ی بی نخ

ساغری از کف بده
تا ز لبش بنوشم
جامه ی بی نخ بده
تا به برم بپوشم
سقفی از آسمان و
بستری از هیچ هیچ
به زیر آن بخوابم
میان آن بپیچم
نظرات 2 + ارسال نظر
شادی پنج‌شنبه 5 اردیبهشت 1387 ساعت 04:23 ب.ظ http://www.rangarang1385.blogsky.com

سلام دوست خوبم
اولا که تولدت مبارک صد سال به این سالاااااااا اضافه شه
دوما شعر جالبی بود .سقفی از اسمان و بستری از هیچ هیچ . . .
موفق باشید

غزلک سه‌شنبه 15 دی 1388 ساعت 12:16 ب.ظ

جامه بی نخ بده
تا به برم بپوشم...

گرمت نشه دادا:))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد