X
تبلیغات
رایتل

بع نوشته ها
از گوسفند بودن گریختم اما گرگ نیز نخواهم شد 
قالب وبلاگ

دیروز سر راه یه خانم و آقای روستایی رو سوار کردم

زبونشون ترکی بود و به سختی قارسی صحبت می کردند

سنشون حدود 40 سال بود و از ظاهرشون پیدا بود خیلی سختی کشیده‎اند

بین راه و نزدیک پلیس راه مرد به خانمش یه چیزی گفت و هردو به هم نگاه کردند

یک لحظه نگاهم توی آینه به اونها افتاد

باور کنید

توی هیچ فیلمی

هیچ بازیگری

مثل این زن و شوهر 

نمی تونند عاشقانه به هم نگاه کنند.

[ یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 ] [ 05:54 ب.ظ ] [ کلاهزرد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشیو مطالب

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 225127